سوران ...

در حسرت ِ لذتی بردن چون او ...

چهارشنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۱۹ ق.ظ

باذن الله و باذن ولی الله


نشسته بودیم به شعر خواندن . اول شعر خوانی ، شرح ِ پریشانی ِ وحشی را خواندم . لبخند بود که روی لب ها می نشست . بعد او کمی عطار خواند . دوباره نوبت به من رسید و این بار لیلی و مجنون و شرح ِ ماجرای قاصد ِ لیلی که نامه ای از لیلی برای مجنون برد را خواندم ...

چای می نوشیدیم ... اوقات خوبی بود ... دیوان عراقی اش را برداشت و گفت یک شعری هست که از همه بیشتر دوستش دارم . آن را میخوانم ... باید بگویم خیلی وقت بود که شعری این طور به عمق جانم ریشه ندوانده بود ...


ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی

چه کنم؟ که هست اینها گل خیر آشنایی

همه شب نهاده‌ام سر، چو سگان، بر آستانت

که رقیب در نیاید به بهانهٔ گدایی

مژه‌ها و چشم یارم به نظر چنان نماید

که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی

در گلستان چشمم ز چه رو همیشه باز است؟

به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی

سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟

که شنیده‌ام ز گلها همه بوی بی‌وفایی

به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟

که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟  :))

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟

به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم

چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی

در دیر می‌زدم من، که یکی ز در در آمد

که : درآ، درآ، عراقی، که تو خاص از آن مایی ...


من پشت سر هم تکرار می کردم " که برون در چه کردی ؟ که درون خانه آیی ؟؟ " و حسرت از پی ِ حسرت می کشیدم و او ... پشت سر هم تکرار میکرد " که درآ ، درآ ، عراقی ، که تو خاص از آن مایی ... " و لذت از پی لذت می برد ...


یا رادَّ ما قَد فاتَ ...

  • ۹۵/۰۵/۱۳
  • پرواز ...

نظرات  (۴)

شعر قشنگی بود....
همیشه قشنگ ترین شعر ها رو با دست خط خودت خوندم =))
قشنگترین مصرع هاش و انتخاب کردی...
ک برون در چه کردی....
پاسخ:
که برون در چه کردی که درون خانه آیی ...

ویران کنندس اصن ..


عزیزی سین جان من ..
چقدرر زیبا بود :((

ما هم حسرت تو رو بردیم هم حسرت شعر خوندن....
پاسخ:

شعر خوندن که حسرت نداره . همین الآن بخون :)
شعر بسیار زیبایی بود، لذت بردم، مخصوصا این بیت
به قمارخانه رفتم همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی

امیدوارم همیشه در کنار ادمهای خوب، حالتون خوب باشه.
وحشی اگر تو فارغی از درد عشق، چیست
این آه و ناله کردن و این شعر خواندنت
پاسخ:
هر کس با یه بیت صفا میکنه . شعر فوق العاده ای بود ...


این آه و ناله کردن و این شعر خواندنت ...
عالی بود.
ممنون
ما خاص از آن خداییم...
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">