سوران ...

دلم میخواست یک بنز قدیمی می داشتم . آبی رنگ ، درست مثل تویوتای ِ قدیمی چند سال ِ پیش بابا . با صندلی هایی با رویه ی چرمی ِ کرم . و همین الآن ، دقیقن ِ دقیقن همین حالا
میزدم به دل ِ هراز ! با آهنگ های ِ مخصوص خودم ...
بیخیال ِ اینکه هوا سرد است و برف است و بوران است و چه و چه و چه ...
شیشه را پایین می کشیدم و بلند بلند برای خودم می خواندم :
من ماندم تنهاااای تنهاااااا
من ماندم تنها
میان سیل غم ها
حبیبم
سیل غم ها ...
گل پونه ها
نامهربانی آتشم زد ... آتشم زد ...
گل پونه ها بی هم زبانی آتشم زد ...
می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم

و انقدر بخوانم تا که برسم به دریا ...
و آن قدر عرض ساحل را بدوم ... انقدر بدوم ، انقدر بدوم ، انقدر بدوم
که از شدت خستگی و نفس نفس به زمین بیفتم ... 
و آن وقت تا خود ِ طلوع
بنشینم کنار ِ دریا
و صدایش را بشنوم ...
طلوع را که دیدم ، بلند شوم و
از روی لباس هایم شن های دریا را پاک کنم و برگردم به تهران . به شلوغی های تهران . دوباره درس و دانشگاه . دوباره روزی دیگر . مثل ِ باقی ِ روزها ...
و هیچ هم انگار که نه انگار
که چه شبی را گذراندم ...
مثل همه ی صبح هایی که هیچ کس به روی خودش نمی آورد که چه سخت شب ش را سحر کرده ...



.
.
.
.


  • ۹۵/۰۹/۲۱
  • پرواز ...

نظرات  (۸)

  • مــ. مشرقی
  • اخ اخ اینو هستم!
    پاسخ:
    در خدمت باشیم :)
    تبارک منصوری هم هست .
    :)))
  • سوسن محمدی
  • شب به گلستاااااااااااااااان تنهاااااااااااآااااااااااااااااااااااااااااااا
    منتظرت بوودممممممممممممم

    باده ی ناااکااامیی درررر هجر تو پیموووووودممممممممممممممممممم









    یاد از روزی که بووودیییی زهره یااااارررر منننن
    دور از چشمااان رغیباااااااااااااان در کنار منننننننننننننننن
    پاسخ:
    اینجا جای آواز است عایا؟
  • مردی بنام شقایق ...
  • ولی سرده ها!

    به گذراندن شب زیر کرسی هم فکر کنید :))
    پاسخ:
    اون مال شبای امتحانه که آدم از دنیا فقط خواب میخواد :)
  • غـ ـزالــ
  • شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم
    ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...
    پاسخ:
    ...
    ما را به سخت جانی خود این گمان نبود ...
  • شبنم بیقرار
  • التماس دععاااا!!!!
    پاسخ:
    محتاجیم :)))
  • منور الفکر
  • میخوانمت...این شگفت آور نیست!
    ---
    عکس زیبایی است...هنوز دقیق نمیدانم، تنهایی دلپذیر است یا تنها نماندن...
    هردو را چشیدم و برای هردو دلتنگم...

    غریب شده ایم..در خود و با خود..دیگران پیشکش...
    پاسخ:
    راست راستش را بخواهی ؛ هست ! لا اقل برای من هست ...
    و خب دلیلشم خیلی نامعلوم نیست :)
    .
    .
    هر دو ! به وقت خود ...
    خط آخر هم که ... دقیقا...
    خواسته های رنگین کمانی!
    روزی ات باد ان شاءالله.
    پاسخ:
    ممنون :) 
  • تبارک منصوری
  • از یه آدم عشقِ ماشینِ سابق بعیده که بنز قدیمی سوار شه :)

    برنگرد...بمون همونجا...جای خوبیه،منم بهت ملحق میشم...

    البته من که ماشین ندارم،با سه چرخه میام =))

    پاسخ:
    اتفاقا اصلا بعید نیست ! یه شورلت ، یه بنز ، بیوک ، یا ... فورد موستانگ قدیمی ...همه ی اینا میتونن یه وقتایی رویا باشن :)
    .
    .
    اگر برنگردم که اون تیکه ی دیوونه بازیش از بین میره :))
    و اینکه ! من برنگردم ، شما مسئولیت کلاس هایی که حذف میشمو به عهده میگیرید ؟؟؟ ;)
    .
    اوه اوه ! سخته ... همش سربالایی :/
    من میام سراغتون. اگه ماشین قدیمی رو دوس داشته باشید و با آهنگام کنار بیایید :)))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">