موکب سوران ...

کنار قدم های جــابـــر ...

این روز ها ...

سه شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۴۷ ب.ظ

پستی نوشته بودم مربوط به روزی که بیست سالگی ام تمام می شود . تنظیمش کرده بودم برای انتشار در چند روز آینده ، در ساعتی مقرر ...

و طوری نوشته ام که گویی حین نوشتن لحظه ای هم شک نبرده ام بر اینکه شاید نبینم این روز ِ مجهول ِ آینده را !

" لعلکم " را برای همین آورد سرِ " بلقاء ربکم توقنون " !


.

.


من همانی ام که هر روز رد می شود از بین قبر های بهشت زهرا ... همانی که هر بار پرده اتوبوس را کنار می زند برای دیدن ِ قبر ها ... همانی که هفت ِ صبح های بهشت زهرا را می بیند ، وحشتِ هفت ِ شب های زمستان ِ بهشت زهرا را می چشد ...

باورت می شود ؟ من همانم ... " و جعلنا من بین ایدیهم سدا و من خلفهم سدا فاغشیناهم فهم لایبصرون "


  • ۹۶/۰۵/۱۷
  • پرواز ...