سوران ...

بغض کور ، نطق کور ...

جمعه, ۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۲۷ ب.ظ
در سرم هزار هزار کلمه چرخ می زند . بر زبانم هزار هزار بیت جاری است . در چشم هایم هزار هزار قطره اشک نشسته است ... کلمات کنار هم نمی شینند که بشوند جمله ، بیت ها به هم نمی چسبند که بشوند غزل ، اشک ها پشت هم جاری نمی شوند که بشوند گریه ...
بغض کور ، نطق کور شنیده ای ؟!  حال این روز های من است . که پرم از شور و شوق نوشتن و خالی ام از توانش ... پرم از حرف و ناتوانم در گفتنش ...



تازه ام این روز ها ... تازه شده ام ... به فکرت ، به خیالت ، به رویایت ... تازه شده ام دوباره به غمت ... کاش بویی از مادیت برده بودی تا می توانستم در آغوشت بکشم . کاش بویی از مادیت برده بودی تا می توانستم بر پیشانی ات بوسه زنم . کاش تماما معنویت نمی بودی که فاصله ام تا تو ، فاصله ای این چنین ناپیمودنی باشد ... دل تنگی برای تو ، چه رازی پشتش نهفته که خواب می گیرد ، امان می گیرد ، آرام می گیرد و با همه ی این ها خموده که نمی کند هیچ ، سرمست هم میکند !؟ چه رازی در پس ِ خواستن ِ توست که این چنین مرا بی تاب می کند ؟! چه رازی در پس نام توست که آتش می شود روی خرمن ِ کاه ِ دل ؟!
چه دارد غم ات که نهایت ندارد و چه دارد شوق ات که کران ندارد !؟  چه کرده ای که شعله ورم به یادت ...
دیگر هجوم زخم تو را نمی کشد تن من ... برای کشته شدن بگو چه کنم ...... 





پ.ن:
گنگ است ، می دانم !
  • ۹۶/۰۸/۰۵
  • پرواز ...

نظرات  (۴)

یس هنوز هم‌حتی:)ومن این متن رو عاشقم
گاهی هم حرفهای گنگ از صد حرف غیر گنگ گویاتره
خیلی خوب بود...حسم موقع خوندنش شبیه حس طعم خرمالوبودن...گس..:)
پاسخ:
خرمالو بودن !؟
   :D
سلام!

و شوقک لکربلا…

حال خوب سختی ست! سخت خوب…
پاسخ:
سلام سیدتنا العزیزه ...


آفرین ! حال خوب ِ سخت ...
آهنگی بس خوب دارد..
سپاسگزار

(
نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته است

در تنگ قفس باز است وافسوس
که بال مرغ آوازم شکسته است

و...

)

پاسخ:
متشکرم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">