سوران ...

تماشاگه پرواز ...

سوران ...

تماشاگه پرواز ...

پس چرا خندیدی ؟!

شنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۸ ب.ظ

ما اصلا هوایمان ، این هوا ها نبود . خوش بودیم در خوشی خُرد خود . بی هوا آمد " گفت مگر ز لعل من نداری بوسه آرزو ؟ " آتشی بر خرمن انداخت و رفت .
القصه آن که گذشت و ما هم آرزویی کردیم . طلبی بردیم به سر کوی اش ...بالاخره ما هم جوان بودیم و اهل بزم ... اهل بزم بودیم ، اما اهل شرم هم ...می خواهم بگویم ما همان یک دانه را هم که طلبیدیم ، با سر ِ افکنده طلبیدیم و با دلِ پر شرم ...لیک ، نبخشیدی ما را ...
ما که مولانا نبودیم . شور و شوق مولانا را داشتیم ، اما کجا بخت یار بوده با ما ، که این جا یار شود ؟؟
ما هنوز اندر خم یک کوچه بودیم که شنیدیم مولانا نوشته " یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی // شاگرد که بودی که چنین استادی ؟؟ "
ما حتی رهی هم نبودیم ، که چشممان به راه اجابت وعده باشد ...  ما حتی رهی هم نبودیم که به امیدی بسُراییم " داده پیغام که یک بوسه تو را بخشم لیک // آنکه قانع شود از بوسه به پیغام کجاست ؟؟ " 

از تو چه پنهان ما ... خود حافظ بودیم . خودِ خودِ حافظ ! آنجا که نوشته است :
"  به خنده گفت که حافظ خدای را مپسند
که بوسه ی تو رخ ماه را بیالاید ... "
که بوسه ی تو ...

رخ ماه ...
آه ...

.

.

.

  • ۹۶/۰۹/۲۵
  • پرواز ...

نظرات  (۳)

خیلی عرفانی بود و از سطح معرفت و فهم نداشته ما برتر.
کلا بوسه نامه ای بود در برابر ساقی نامه ها.
قواعد عرفانی بوسه صعب المبانی و عجیب النتایجه. از جمله قانون قصاص سارقین که صائب فرمود:
دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی است
که اگر باز ستانند دو چندان گردد!
چند وقت نبودید. البته ترک عادت گاهی لازمه!
سایه قلمتون مستدام و کشیده به سر نتستان
پاسخ:
معلم زبان مون می گفت وقتی تو انگلیسی یه reading می ذارن جلوتون ، بار اول فقط بخونید و سعی کنید تا یه شمای کلی از متن به دست بیارید . بعد برای بار دوم بخونید ، و سوالات رو جواب بدید .  اینو گفتم که بگم استراتژی من در برابر کامنت های شما ، همون استراتژی کنکور زبانه :))

صائب خود مختار پیش رفته است :) حافظ اما انگار کسب تکلیف کرده که چنین شنیده .

سپاس فراوان از لطف تان .

  • مردی بنام شقایق ...
  • سلام

    یا اباالفضل...

    ما در حد همون توانا بود هر که دانا بود...
    پاسخ:
    سلام.


    اتفاقا زوایای پست خیلی هم بی ربط نیستن به این مصراع شما :))   
    لزوما هر دانستنی  ، توانایی نمی آورد از قضا ...!

    گفت مگر ز لعل من بوسه نداری آرزو؟

    مردم از این هوس ولی قدرت و اختیار کو؟...

     

    حافظ

     

    +

    از سه روزی که رودتر از وعده برگشتید خوشحالیم ... دلمون تنگ شده بود حتی :)))

    پاسخ:
    سلام 
    هم قدرت اش را خوب گفته و هم اختیارش را ...

    ما حواسمان هست که یک ماه رفتیم و برگشتیم و شما نرفته ، نبودید و ننوشتید !! 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">