سوران ...

تماشاگه پرواز ...

سوران ...

تماشاگه پرواز ...

گوشه‌ی کتابی نوشته بودم " المنه لله که دلم صید غمی شد ، کز خوردن غم های پراکنده برستم ... "
بی آنکه این بیت هیچ ربطی داشته باشد به آن سطور ... زمانی ، بیتی جاری بود. امروز که کتاب را تورق می کردم چشمم خورد به این گوشه نوشت. درست حالا که محصورم بین غم های پراکنده‌یِ رخوت‌انگیزی که با اینکه سنخیت شان کم است با من؛ اما رها نمی کنند دامنم را ...
حسرت است که می‌نشیند بر گُرده‌ی حسرت ... می‌بینی ؟

  • ۹۶/۱۰/۱۰
  • پرواز ...

نظرات  (۶)

سرایت به خواب؟
اونم راه حل داره پسر.
گفتن راه حلش هم تکرار مکرراته!
پاسخ:
شاید این راه حل برای من مکررا تکرار نشده باشد خب ..
  • خانم الفــــ
  • :-):-) عزیزی.حفظک الله
    پاسخ:
    ممنون خانم الف عزیز :)
    چاره نیست. زور ما به تقدیر نمی رسه. باید زیر پوسته اختیار، لایه جبر رو خیسوند و بهش خوش بود.
    بعدش رستن و رهایی رو یخده اعراب کاری کنید بحث رویش ازش در میاد‌
    کلا درگیر نباشید خیلی و اصلا حسرت رو بی خیال بشید.
    الزمنی حکمک و بلائک....
    توکل به درد همه می خوره. از پرکارا تا تنبلا. مثل من.
    در کل خواب خیلی به صرفه تره تا درگیری!
    و ارامش بخش تره
    و نتیجه بخش تر
    پس سلیمان دید در هر گوشه ای
    نو گیاهی رسته همچون خوشه ای
    پاسخ:
    قرار نیست ترجیح ما همیشه ترجیح تقدیر هم باشه .
    کلا درگیر نباشید خیلی و اصلا حسرت رو بی خیال بشید. به همین سادگی ؟ به همین راحتی ؟!
    تا وقتی که درگیری ها به خواب هم سرایت نکرده باشه ، بله !
  • خانم الفــــ
  • من عجیب این وبلاگ رو دوست دارم..
    نوشته هاش..حس و حال صاحبخانه...
    سلام :)
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم خانم الف جان
    قطعا خانم الف در جریان ارادت من به خودشون هستن :))

  • میرزا محمّد مُهاجِر
  • قلب ما آدم ها موحد است. برای کشیدن بار یک غم آفریده شده. وقتی غم های متکثر را داخلش جمع می کنیم، از درون متلاشی می شود. آن وقت آن حقیقتِ غیر متکثرِ واحدِ نامتناهی باید بیاید، دستش را بکشد روی قلبمان، و آرام بپرسد: چه کرده ای با خودت؟ چرا اینقدر دور؟ چرا تنها ماندی وقتی کنارت بودم؟
    آن وقت است که آدم باید زار بزند...
    پاسخ:
    همان یک غم ، هزار غم در دل دارد . در عین واحدیت ، تکثر دارد ...
    علی ای حال دل انگار هست تا که " متلاشی " شود ... اما حیف این است که از طریقی که دلچسب نیست ، متلاشی شود ...
    .
    .
    آن وقت است که آدم باید زار بزند ... :)
  • مــ. مشرقی
  • صید غم او...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">