سوران ...

تماشاگه پرواز ...

سوران ...

تماشاگه پرواز ...

مناجات !

دوشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۳۴ ب.ظ



مناجات 


 آن لحظه که میگوید " پس بذارید ازتون بخوام " بعد مکثی میکند و سرش را پائین می اندازد و ادامه می دهد " خدایا کلا بگم " !

آن مکثی که آدم میماند چطور بخواهد .‌‌..

  • ۹۶/۱۲/۰۷
  • پرواز ...

نظرات  (۸)

هیچی.
همین جور الکی!
مثلا کلمه مناجات رو برعکس بخونیم چی میشه مثلا؟ تا جانم 
بعد بفهمی که ت اخر مناجات در حقیقت ه بوده. ها جانم. بدتر! اینکه الف بعد از جیم هم الف نبوده. اگه ی بوده میشه هی جانم. اگه واو که افتضاح میشه!
البته چون مناجات باب مفاعله س خب طرفینی میشه و باید دید گوینده فوق الذکر طرف روبرو کی باشه!؟
منظورم رد خطاب جمع برای خداوند نبود. جمع هم میشه بست ولی تو فرهنگ قرآنی نداریم این چیزو. شاید از جهت شدت تکبر و انانیت و خودخواهی خدا باشه که حتی می خواد از حیث لفظی هم گرد کثرت به لای قبای وحدتش ننشینه! بهش میاد البته. سوداش مبارک باد!
طبیعیه که تنوع خطاب با خدا خودش جذابیتای خاص خودشو داره. تفنن در تکلم بنده با خدا. تو بعضی زیارتنانه ها موقع ورود میگیم خدایا کمک کن فنون الدعوات رو به جا بیاریم. 
تفنن تو دعا یعنی تنوع. البته دعا اعم از مناجاته. از ندا (منادات) شروع میشه تا نجوا(مناجات) و بعد سکوت و بعد حیرت.
تازه ندا خانم و نجوا خانم دو طرفی هستن. نادیتنی مناجات شعبانیه حتما یادتونه.
بگذریم حالا.
خزعبلات سرایی بسه. سیم وصل باشه کافیه. این پیرایه بستنا لازم نی ست!!!
واسه یکی از همسایه ها دعا کنید لطفا
تشکر
پاسخ:
حالا شما که با جنبه فان توضیح دادید ولی من همچنان حس می کنم یه سری نکات ِ روحانی معنوی خاصی پشتش بوده که شما  ناامید طور از من مجبور شدید این توضیحات اولیه رو بگید :)))


نفرمائید ... کار از محکم کاری عیب نمی کنه.


مدل روحانیون : خیر است ان شاءالله :)

چشم



جزو شیرین ترین اجبار های زندگیم بود(مجبور بودم بخونمش:))
پاسخ:
من راهنمایی بودم که خوندمش. اون موقع ها خوشم اومده بودها... ولی‌ نمیدونم چرا یادم رفته
وضعیت سفید پر از لحظه طلایی ست...
بسیار ممنون از یادآوریش!
پاسخ:
کامل ندیدم متاسفانه

خواهش میکنم.
روی ماه خداوند را ببوس
پاسخ:
هیچی هیچی از این کتاب یادم نمونده!
خیلی برام عجیبه! 
مصطفی مستور یه جای کتابش هست که از قول خدا میگه که کجا دنبال من میگردین من توی همه ی زندگی شماهاعم. بعد یکی یکی روزمرگی ها رو اسم میبره آخرش میرسه به اینجا که خدا توی استیصال آدم هاست توی تنهایی آدما توی استیصال توی تنهایی توی خدایا چه کنم ها...بعد هربار خوندنش کلی از این مکث ها دلم میخواد:)
پاسخ:
تو کدوم کتابشه ؟!
وقتی کلا چیزی رو می خوان دم از ایجاز و اختصار می زنن این که گفت کلا بعدش یه فصل مشبع افاضات داشت
بعد صیغه جمع حرف زدن با خدا از لذت مناجات کم می کنه. نه اینکه حالا لاتی و داش مشتی حرف زد ها. ولی به هر حال مناجاتای سکوتی قواعد خودشو داره. میگه الهی انا انا و انت انت...
بالاتر اینکه:
می شناسم من گروهی زاولیا/که دهانشان بسته باشد از دعا
که البته این مرحله پیش نیازایی داره از جمله یقین
که ماها دست کم یقینمون خیلی توخالیه و بیشترش توهمه!
مناجات رو بر عکس کردید؟

پاسخ:
باز هم به نسبت خلاصه بود !
من نوجوون بودم جمع حرف میزدم :)) خیلیم بد نبود ها!

الهی انا انا و انت انت ... دو جور میشه نگاش کرد به نظرم! یه نگاهش عالیه... 


نفهمیدم! یعنی چی مناجات رو برعکس کردم؟
  • مردی بنام شقایق ...
  • معصومانه
    مثل دوران کودکی...
    پاسخ:
    به چیزی رسیده که نود ساله هاش هنوز نفهمیدنش
    چقدر قشنگ بود

    حس خوبی داشت
    پاسخ:
    اصلا ترکیب حرکاتش و حرفاش با هم عالیه 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">