سوران ...

تماشاگه پرواز ...

سوران ...

تماشاگه پرواز ...

ولمون کن بابا ! کدوم موفقیت !؟

سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۰۰ ب.ظ
پای تخته نوشت " موفقیت ؟ " و گفت نظرتون چیه در موردش ؟ به چی میگن موفقیت ؟ بچه ها شروع کردند به نظر دادن. اولین نفر گفت رسیدن به هدف. هر کس که ابراز نظر می کرد واژه ی هدف را یک جوری به کار می برد. محوریت تعریف همه ، رسیدن به هدف بود. حالا هر کس تعریفی از هدف ارائه میداد. یکی گفت پول ، یکی گفت شغل ، یکی گفت موقعیت اجتماعی ، یکی گفت تشکیل یک خانواده ی خوب ... 
هر کس چیزی می گفت ... از ته کلاس گفتم " احساس رضایت " . استاد یک " درونی " به حرف من اضافه کرد و پای تخته کنار تمام آن تعاریف نوشت احساس رضایت درونی. من اما فقط درونی منظورم نبود ... یک وقت هایی هست که آدم واقعا به حس ِ رضایت ِ خارجی هم نیاز دارد ... اصلا برای زنده ماندن ِ آن احساس ِ رضایت ِ درونی ، باید فاکتور های خارجی اش هم هرازچندگاه خودشان را نشان دهند.
به این فکر می کردم که چه بسا ، آدم به هدف هم برسد اما آن احساس رضایت را نداشته باشد ... این هم غالبا برای این است که اهداف ما ، اهداف تزریقی هستند ... چشم مان را به جهان باز کردیم ، برای مان هدف تعیین کردند ... و هیچ کس نبود که آن گوشه ها، روح ِ ما را هم دخیل ِ تصمیمش کند ... هیچ کس هم نبود تره ای خرد کند برای دل ِ ما ... هیچ کس هم نبود با خودش فکر کند شاید آن چه که به عنوان هدف ریخته اند در حلق ِ مغز ما ، برای مان آن احساس ِ رضایت را نیاورد ... از طرفی نپذیرفتن این اهداف تحمیلی ، جرئت بسیار زیادی می خواهد و این طور بگویم که از عهده ی اکثریت خارج است ... 
حسین پور عزیز یک بار گفته بود بگرد و معنای موفقیت را پیدا کن برای خودت . گفته بود این ها که دارند به خوردتان می دهند موفقیت نیست ... گفته بود کنکور و پول و شغل ، موفقیت نیست . راست می گفت .. اسباب رسیدن به موفقیت اگر باشند ، خودش نیستند ... 
دیشب به جمله ای از عین.صاد رسیدم که هر چه از صبح فکر میکنم می بینم خیلی دقیق است . " تمام باخت ما از این جاست که خودمان را به حساب نمی آوریم ... ". نگفت " فقط " خودمان را به حساب بیاوریم ... گفت خودمان را به حساب بیاوریم ...
 نیاوریم ، باخته ایم ! نیاوریم هیچ وقت آن احساس رضایت سراغ ما را نمی گیرد ...
  • ۹۶/۱۲/۲۲
  • پرواز ...

نظرات  (۵)

  • سوسن محمدی
  • جناب تو ! چیزی که برام قرار بود بخونی و خوندی ؟
    پاسخ:
    بله بله :)
  • سوسن محمدی
  • من بچه ترم یا تو ؟؟؟

    پاسخ:
    قطعا یا تو !
  • سوسن محمدی
  • من از همین منظورات خوشم اومد که باهات دوست شدم دیگه 
    پاسخ:
    بیا برو بچه ! بیا برو ... 
  • سوسن محمدی
  • تو آش مگه نمی ریزن ؟
    پاسخ:
    منظورم این بود که از کجا اومده این ضرب المثل !!
    (میدونم خیلی بد گفتم)
  • سوسن محمدی
  • دلمان برای دلمان سوخت که سیزی همه را خرد کرد و تحویل داد ولی تره اش را کسی خرد نکرد....لامذهببببب
    پاسخ:
    الان برام سوال پیش اومد که اصن تره خرد شده به چه دردی میخوره؟ :))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">